حسابداری پیمانکاری

 توجه : مطالب درج شده حاصل کارهای انجام شده

 

توسط دانشجوی محترم سرکار خانم میرنیام

 

میباشد که ضمن تشکر از ایشان در وبلاگ قرار میگیرد.

 

نکاتی پیرامون حسابداری پیمانکاری با توجه به استانداردهای حسابداری ایران:

درآمد پيمان‌ بايد در برگيرنده‌ موارد زير باشد :

 الف‌. مبلغ‌ اوليه‌ درآمد كه‌ در پيمان‌ مورد توافق‌ قرار گرفته‌ است‌.

 ب‌ . تغيير در ميزان‌ كار پيمان‌، ادعا و ساير دريافتهاي‌ تشويقي‌ در ارتباط‌ با عمليات‌ پيمان‌:

 1. تا ميزاني‌ كه‌ احتمال‌ رود اين‌ موارد منجر به‌ درآمد گردد.

 2. اين‌ موارد را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

 

 . درآمد پيمان‌ به‌ ارزش‌ منصفانه‌ مابه‌ازاي‌ دريافتي‌ يا دريافتني‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود. اندازه‌گيري‌ درآمد پيمان‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ گوناگوني‌ است‌ كه‌ به‌ نتيجه‌ رويدادهاي‌ آتي‌ بستگي‌ دارد. براوردها اغلب‌ با وقوع‌ رويدادها و رفع‌ ابهامات‌ تجديد نظر مي‌شود. بدين‌ ترتيب‌ مبلغ‌ درآمد پيمان‌ ممكن‌ است‌ از دوره‌اي‌ به‌ دوره‌ ديگر تغيير كند. براي‌ مثال‌ :

 الف‌. پيمانكار و كارفرما ممكن‌ است‌ در دوره‌اي‌ پس‌ از دوره‌ انعقاد پيمان‌، در مورد تغييرات‌ يا ادعاهايي‌ كه‌ موجب‌ افزايش‌ يا كاهش‌ درآمد پيمان‌ گردد، به‌ توافق‌ برسند،

 ب‌ . مبلغ‌ درآمد مورد توافق‌ در يك‌ پيمان‌ مقطوع‌ ممكن‌ است‌ به‌ موجب‌ مفاد پيمان‌، از جمله‌ تعديل‌ آحاد بها، افزايش‌ يابد،

ج‌ . مبلغ‌ درآمد پيمان‌ ممكن‌ است‌ در نتيجه‌ جرايم‌ تأخير در تكميل‌ كار، كاهش‌ يابد، 

 د . در مواردي‌ كه‌ پيمان‌ مقطوع‌ متضمن‌ نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد محصول‌ است‌، با افزايش‌ تعداد واحدها، درآمد پيمان‌ افزايش‌ مي‌يابد.

 

  تغيير پيمان‌ عبارت‌ است‌ از دستور كارفرما مبني‌ بر تغيير در دامنه‌ كاري‌ كه‌ قرار است‌ طبق‌ مفاد پيمان‌ انجام‌ شود. تغيير ممكن‌ است‌ موجب‌ افزايش‌ يا كاهش‌ درآمد پيمان‌ شود. براي‌ نمونه‌، مي‌توان‌ از تغيير در مشخصات‌ يا طراحي‌ يك‌ دارايي‌ و تغيير در مدت‌ پيمان‌ نام‌ برد. تغيير زماني‌ در درآمد پيمان‌ منظور مي‌شود كه‌ :

 الف‌. تصويب‌ تغيير و مبلغ‌ درآمد حاصله‌ توسط‌ كارفرما محتمل‌ باشد، 

 ب‌ . مبلغ‌ درآمد را بتوان‌ به‌ گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

 

 ادعا عبارت‌ از مبالغي‌ است‌ كه‌ پيمانكار از كارفرما يا شخص‌ ثالث‌ به‌ عنوان‌ جبران‌ هزينه‌هايي‌ مطالبه‌ مي‌كند كه‌ در مبلغ‌ پيمان‌ منظور نشده‌ است‌. براي‌ مثال‌ ادعا ممكن‌ است‌ ناشي‌ از اشتباه‌ در مشخصات‌ يا طراحي‌، تأخير ايجاد شده‌ توسط‌ كارفرما و تغييرات‌ مورد اختلاف‌ در ميزان‌ كار پيمان‌ باشد. اندازه‌گيري‌ مبالغ‌ درآمد حاصل‌ از ادعا متضمن‌ درجه‌ بالايي‌ از ابهام‌ است‌ و اغلب‌ بستگي‌ به‌ نتيجه‌ مذاكرات‌ دارد. بنابراين‌ ادعا تنها زماني‌ در درآمد پيمان‌ منظور مي‌شود كه‌ :

الف‌. مذاكرات‌ به‌ مرحله‌ پيشرفته‌اي‌ رسيده‌ باشد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ قبول‌ ادعا از سوي‌ كارفرما محتمل‌ باشد، 

 ب‌ . مبلغي‌ را كه‌ احتمالاً مورد قبول‌ كارفرماست‌، بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

دريافتهاي‌ تشويقي‌، مبالغي‌ است‌ اضافي‌ كه‌ درصورت‌ نيل‌ به‌ استانداردهاي‌ عملكرد تعيين‌شده‌ يا افزون‌بر آن‌، توسط‌ پيمانكار دريافت‌ مي‌شود. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ در پيمان‌ پيش‌بيني‌ شود كه‌ درصورت‌ تكميل‌ موضوع‌ پيمان‌ قبل‌ از موعد مقرر، پرداختهاي‌ تشويقي‌ به‌ پيمانكار صورت‌ گيرد. دريافتهاي‌ تشويقي‌ را زماني‌ مي‌توان‌ در درآمد پيمان‌ منظور كرد كه‌:  

الف‌. پيمان‌ تا حدي‌ پيشرفت‌ كرده‌ باشد كه‌ نيل‌ به‌ استانداردهاي‌ عملكرد تعيين‌ شده‌ يا افزونبر آن‌، محتمل‌ باشد.

 ب‌ . مبلغ‌ دريافت‌ تشويقي‌ را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

مخارج پيمان

 مخارج پيمان بايد مشتمل بر موارد زير باشد :

الف . مخارجي كه مستقيماً با يك پيمان مشخص مرتبط است ،

ب . مخارجي كه بين پيمانهامشترك بوده و تسهيم آن به پيمانهاي جداگانه امكان پذير است ، و

ج . ساير مخارجي كه به موجب مفاد پيمان مشخصاً قابل مطالبه از كارفرما است .

 مخارج مستقيم يك پيمان در برگيرنده مواردي از قبيل كار مستقيم (شامل سرپرستي و نظارت مستقيم )، مواد اوليه مصرفي ، استهلاك و اجاره ماشين آلات و تجهيزات ، مخارج جابجايي مواد، ماشين آلات و تجهيزات ، مخارج مستقيم طراحي و كمك فني ، مخارج براوردي كارهاي اصلاحي و تضميني و ادعا توسط اشخاص ثالث است . اين مخارج را مي توان به ميزان درآمدهاي اتفاقي خارج از شمول تعريف درآمد پيمان (از قبيل درآمد حاصل از فروش مواد و ماشين آلات اضافي ) كاهش داد.

 مخارج مشترك قابل تسهيم بين پيمانهاي مختلف مشتمل بر حق بيمه ، مخارج غيرمستقيم طراحي و كمك فني و سربار پيمان است . اين مخارج برحسب ماهيت آن طبقه بندي و با اعمال يكنواخت روشهاي سيستماتيك و معقول به پيمانهاي مختلف تخصيص مي يابد. تخصيص مزبور مبتني بر سطح معمول فعاليت واحد تجاري است . سربار پيمان در برگيرنده مواردي از قبيل مخارج تهيه و پردازش ليست حقوق كاركنان پيمان است . مخارج مشترك همچنين مي تواند با توجه به استاندارد حسابداري شماره 13 با عنوان حسابداري مخارج تأمين مالي ، دربرگيرنده مخارج استقراض مرتبط با پيمانها نيز باشد.

 ساير مخارجي كه به موجب مفاد پيمان مشخصاً قابل مطالبه از كارفرما است ، دربرگيرنده مواردي از قبيل مخارج اداري عمومي و مخارج توسعه مي باشد كه جبران آن به طور مشخص در پيمان قيد شده است .

 مخارجي را كه نمي توان به فعاليت پيمانكاري يا به يك پيمان مشخص مربوط دانست جزء مخارج پيمان منظور نمي شود. نمونه هايي از اين مخارج عبارت است از مخارج اداري ، عمومي و فروش ، مخارج تحقيق و توسعه كه جبران آن در پيمان مشخص نشده و استهلاك ماشين آلات و تجهيزاتي كه در فعاليت پيمانكاري استفاده نشده است .

. مخارج تحمل شده قبل از انعقاد پيمان ، درصورت انعقاد پيمان در دوره جاري يا حصول اطمينان از انعقاد پيمان در دوره بعد، به حساب پيمان منظور مي شود. هرگاه اين مخارج به عنوان هزينه دوره اي كه در آن وقوع يافته محسوب شود و پيمان در دوره بعد منعقد گردد، چنين مخارجي را نبايد به حساب پيمان برگشت داد.

شناخت درآمد و هزينه هاي پيمان‌‌‌

 با توجه‌ به‌ ماهيت‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌، چنانچه‌ به‌ سبب‌ طولاني‌بودن‌ مدت‌ لازم‌ براي‌ تكميل‌ اين‌ پيمانها، تا زمان‌ تكميل‌ آنها، درآمد و هزينه‌اي‌ به‌ حساب‌ گرفته‌ نشود، ممكن‌ است‌ صورت‌ سود و زيان‌ تصوير چندان‌ مطلوبي‌ از فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ در طول‌ سال‌ ارائه‌ نكند، بلكه‌ تنها ماحصل‌ (سود يا زيان‌) پيمانهايي‌ را كه‌ در پايان‌ سال‌ تكميل‌ شده‌ است‌ منعكس‌ كند. بنابراين‌، مقتضي‌ است‌ كه‌ در جريان‌ پيشرفت‌ پيمانها، با رعايت‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، درآمدي‌ را كه‌ مي‌توان‌ نسبت‌ به‌ تحقق‌ آن‌ اطمينان‌ حاصل‌ كرد، به‌ حساب‌ گرفت‌. تعيين‌ ميزان‌ درآمد و هزينه‌ دوره‌ توسط‌ واحد تجاري‌ بايد به‌گونه‌اي‌ صورت‌ گيرد كه‌ با نوع‌ عمليات‌ و صنعت‌ مورد فعاليت‌ تناسب‌ داشته‌ باشد.

 هرگاه‌ بتوان‌ ماحصل‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را به‌ گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد، بايد سهم‌ مناسبي‌ از درآمد و مخارج‌ كل‌ پيمان‌ (با توجه‌ به‌ ميزان‌ تكميل‌ پيمان‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ و متناسب‌ با نوع‌ عمليات‌ و صنعت‌ مورد فعاليت‌) به‌ ترتيب‌ به‌ عنوان‌ درآمد و هزينه‌ شناسايي‌ شود.

 شناخت‌ درآمد و هزينه‌ دوره‌ براساس‌ ميزان‌ تكميل‌ پيمان‌، اغلب‌ "روش‌ درصد تكميل‌ پيمان‌" ناميده‌ مي‌شود. طبق‌ اين‌ روش‌، درآمد پيمان‌ با مخارج‌ تحمل‌ شده‌ جهت‌ نيل‌ به‌ آن‌ ميزان‌ از تكميل‌ تطابق‌ داده‌ مي‌شود و در نتيجه‌ درآمد، هزينه‌ و سود يا زيان‌ كار انجام‌شده‌ درصورت‌ سود و زيان‌ انعكاس‌ مي‌يابد.

 هرگاه‌ ماحصل‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را نتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد : الف‌. درآمد بايد تا ميزان‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌اي‌كه‌ احتمال‌ بازيافت‌ آن‌ وجود دارد شناسايي‌ شود، 

 ب‌ . مخارج‌ پيمان‌ بايد در دوره‌ وقوع‌ به‌ عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود .

 در مراحل‌ اوليه‌ پيمان‌، غالباً وضعيت‌ به‌ صورتي‌ است‌ كه‌ ماحصل‌ پيمان‌ را نمي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد. بااين‌حال‌، ممكن‌ است‌ اين‌ احتمال‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ واحد تجاري‌، مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ را بازيافت‌ كند. بنابراين‌، درآمد پيمان‌ تنها تا ميزان‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌اي‌ كه‌ انتظار بازيافت‌ آن‌ مي‌رود، شناسايي‌ مي‌گردد. از آنجا كه‌ ماحصل‌ پيمان‌ را نمي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد، سودي‌ شناسايي‌ نمي‌شود. از سوي‌ ديگر اگرچه‌ ماحصل‌ پيمان‌ را نمي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌اتكا براورد كرد، احتمال‌ دارد كه‌ كل‌ مخارج‌ پيمان‌ از كل‌ درآمد پيمان‌ تجاوز كند. در چنين‌ مواردي‌، هرگونه‌ مازاد كل‌ مخارج‌ بر درآمد پيمان‌ طبق‌ بند 24 فوراً به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ مي‌شود.

  هرگاه‌ انتظار رود كه‌ پيمان‌ منجر به‌ زيان‌ گردد (كل‌ مخارج‌ پيمان‌ از كل‌ درآمد پيمان‌ تجاوز كند)، بايد زيان‌ مربوط‌، فوراً به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ شود.

  چنانچه‌ فزوني‌ كل‌ مخارج‌ پيمان‌ بر درآمد آن‌ محتمل‌ باشد، زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ بايد فوراً به‌ عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ شود. در تعيين‌ كل‌ مخارج‌ پيمان‌ نه‌ تنها مجموع‌ مخارج‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ و مجموع‌ مخارج‌ تخميني‌ بعدي‌ تا مرحله‌ تكميل‌ مد نظر قرار مي‌گيرد، بلكه‌ مخارج‌ آتي‌ كارهاي‌ اصلاحي‌، كارهاي‌ تضميني‌ و هرگونه‌ كارهاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌ شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌ نيست‌، نيز در محاسبه‌ منظور مي‌شود. در بررسي‌ مخارج‌ تخميني‌ بعدي‌ تا مرحله‌ تكميل‌ و نيز مخارج‌ آتي‌، افزايشهاي‌ احتمالي‌ حقوق‌ و دستمزد، قيمت‌ مواد و مصالح‌ و ساير مخارج‌ پيمان‌ نيز در نظر گرفته‌ مي‌شود. همچنين‌ در مواردي‌ كه‌ پيمانهاي‌ غير سودآور، داراي‌ چنان‌ ابعادي‌ باشد كه‌ بتوان‌ انتظار داشت‌ بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از ظرفيت‌ واحد تجاري‌ را براي‌ مدت‌ زيادي‌ اشغال‌ كند، مخارج‌ اداري‌ مربوط‌ را كه‌ قرار است‌ واحد تجاري‌ طي‌ مدت‌ تكميل‌ پيمان‌ متحمل‌ گردد نيز در محاسبه‌ رقم‌ زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ منظور مي‌شود. 

افشا در صورت سود و زيان

   صورت‌ سود و زيان‌ بايد اقلام‌ زير را به‌ طور جداگانه‌ منعكس‌ كند :

 الف‌ . درآمد شناسايي‌ شده‌ دوره‌ (درآمد پيمان‌)

 ب‌ . هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ دوره‌ (بهاي‌ تمام‌شده‌ پيمان‌) شامل‌ هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ پيمان‌ طي‌ دوره‌ و زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ .

. در پيمانهاي‌ مقطوع‌، ماحصل‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را زماني‌ مي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد كه‌ تمامي‌ شرايط‌ زير برقرار باشد:

 الف‌. درآمد پيمان‌ را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد

 ب‌ . جريان‌ ورودي‌ منافع‌ اقتصادي‌ مرتبط‌ با پيمان‌ به‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد

 ج‌ . مخارج‌ پيمان‌ تا زمان‌ تكميل‌ پيمان‌ و همچنين‌ درصد تكميل‌ پيمان‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد

 د . مخارج‌ مربوط‌ به‌ پيمان‌ را بتوان‌ به‌ وضوح‌ تشخيص‌ داد و به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد تا مقايسه‌ مخارج‌ واقعي‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ با براوردهاي‌ قبلي‌ آنها ميسر گردد

در پيمانهاي‌ اماني‌، ماحصل‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را زماني‌ مي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد كه‌ كليه‌ شرايط‌ زير برقرار باشد ؛

 الف‌. جريان‌ ورودي‌ منافع‌ اقتصادي‌ مرتبط‌ با پيمان‌ به‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد

 ب‌ . مخارج‌ مربوط‌ به‌ پيمان‌ را اعم‌ از اينكه‌ طبق‌ مفاد پيمان‌ مشخصاً قابل‌ بازيافت‌ باشد يا نباشد، بتوان‌ به‌ وضوح‌ تشخيص‌ داد و به‌گونچنانچه‌ ميزان‌ تكميل‌ با مراجعه‌ به‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ تعيين‌ گردد، تنها آن‌ بخش‌ از مخارج‌ پيمان‌ كه‌ منعكس‌ كننده‌ كار انجام‌ شده‌ است‌ در مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ منظور مي‌گردد. مثالهايي‌ از مخارج‌ پيمان‌ كه‌ در مخارج‌ تحمل‌شده‌ منظور نمي‌شود عبارت‌ است‌ از :

 الف‌. مخارج‌ پيمان‌ كه‌ مرتبط‌ با فعاليت‌ آتي‌ پيمان‌ است‌، از قبيل‌ مواد و مصالح‌ تحويلي‌ به‌ كارگاه‌ يا كنار گذاشته‌ شده‌ جهت‌ پيمان‌ كه‌ تا كنون‌ در پيمان‌ مربوط‌ استفاده‌ نشده‌ است‌ (به‌جز مواد و مصالحي‌ كه‌ مشخصاً جهت‌ پيمان‌ مزبور ساخته‌ شده‌ باشد)

ب‌ . مبالغ‌ پرداختي‌ به‌ پيمانكاران‌ دست‌ دوم‌ قبل‌ از انجام‌ كار مندرج‌ در پيمان‌ فرعي‌.

 آن‌ بخش‌ از مخارج‌ پيمان‌ كه‌ بازيافت‌ آن‌ غير محتمل‌ است‌ فوراً به‌ عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود. نمونه‌هايي‌ از اين‌ مخارج‌ مربوط‌ به‌ پيمانهايي‌ مي‌شود كه‌:

 الف‌. به‌ طور كامل‌ قابل‌ اجرا نيست‌ بدين‌ معني‌ كه‌ اعتبار آن‌ به‌گونه‌اي‌ جدي‌ مورد سؤال‌ است‌،

 ب‌ . تكميل‌ آنها منوط‌ به‌ نتيجه‌ دعاوي‌ حقوقي‌ در جريان‌ يا مقررات‌ قانوني‌ درحال‌ تصويب‌ باشد،

 ج‌ . احتمال‌ مصادره‌ يا تخريب‌ اموال‌ آنها برود، د . كارفرماي‌ آنها قادر به‌ ايفاي‌ تعهدات‌ خود طبق‌ پيمان‌ نباشد.

د . پيمانكار آنها قادر به‌ تكميل‌ پيمان‌ يا ايفاي‌ تعهدات‌ خود طبق‌ پيمان‌ نباشد.

ه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كردد.

نمونه سوالات حسابرسي (1)

نمونه سوالات حسابرسي (1)

در اظهارنظر مشروط حسابرس؛ براي بيان «كدام مورد» از كلمه( با توجه به) استفاده مي شود؟

1) عدم افشاء كافي در موارد كاملاْ با اهميت

2) ابهام قابل توجه در تعيين يا برآورد رويدادهاي احتمالي

3) مسائل كم اهميت مربوط به رعايت اصول حسابداري

4) محدوديتهاي ايجاد شده نسبت به حدود رسيدگي از سوي صاحبكار

انتخاب مسير رسيدگي از اقلام مختلف صورتهاي مالي به عقب: به حسابهاي دفتر كل و از كل به روزنامه تا به مدارك اوليه، اطمينان از «چه موضوعي» را براي حسابرس فراهم مي سازد؟

1) انعكاس صحيح معاملات                                           2) ثبت تمامي معاملات

3) واقعي بودن معاملات                                               4) هر سه مورد

در رسيدگي به موجوديها، «كدام مورد» مربوط به روش هاي حسابرسي است؟

1) نظارت بر شمارش اقلام                                          2) قضاوت در مورد ميزان مدارك كافي

3) اعمال مراقبتهاي تخصصي و حرفه اي                        4) افشاء اطلاعات به نحو مناسب و كافي

 

پس از «كدام مراحل حسابرسي»، نامه مديريت بلافاصله تهيه و براي صاحبكار ارسال مي گردد؟

1) اجراي آزمونهاي رعايت                                   2) انتشار گزارش حسابرسي

3) اجراي آزمونهاي محتوا                                    4) ارزيابي كنترل داخلي

 

اگر حسابرس ضمن رسيدگيها متوجه شود: داراييهاي موسسه به نحو درستي ارزيابي

نشده اند، نخستين عكس العمل وي چيست؟

1) اصلاح حسابهاي مربوط توسط تيم حسابرسي                2) ارائه گزارش مشروط

3) درخواست اصلاح حسابهاي مربوط از مديران موسسه       4) ارائه گزارش مردود

 تعيين ميزان كارآيي روش هاي كليدي كنترل داخلي، از «چه طريقي» اجرا مي شود؟

1) آزمون محتوا                                                   2) رسيدگي آزمايشي    

3) آزمون رعايت                                                  4) آزمايش ميان بر

 

 

حسابداري مالي وصنعتي

حسابداري مالي وصنعتي

حسابداري صنعتي ، اساساً دانشي است كه داراي خصوصيت دوگانه است . از طرفي داراي ويژگي حسابداري مالي است و از اين نظر به حسابداري مالي كمك ميكند تا بتواند قيمت تمام شده كالاي فروش رفته يا خدمت انجام شده را محاسبه و سود وزيان دوره مالي را تعيين نمايد و از طرف ديگر داراي طبيعت حسابداري مديريت است و با اطلاعاتي كه محيا مي نمايد ، مديريت را در برنامه ريزي ، كنترل ، ارزيابي عملكرد و تصميم گيري كمك ميكند و از اين نظر از مهمترين ابزار مديريت به شمار ميرود.

حسابداري صنعتي مجموعه رويه و روالهاي منظم براي ثبت و گزارش قيمت تمام شده كالاي ساخته شده و خدمات انجام شده در كل و جزئيات اين سيستم شامل روشهائي براي تشخيص ، طبقه بندي ، تخصيص ، جمع آوري و گزارش هزينه هاي توليدو مقايسه آن با هزينه هاي از پيش تعيين شده و استاندارد است .

حسابداري صنعتي حلقه اتصال دو حسابداري مالي و مديريت است .

 

تفاوتهاي حسابداري مديريت با حسابداري مالي :

1 از نظر استفاده كنندگان اطلاعات ، استفاده كنندگان اطلاعات حسابداري مديريت ، افراد و مديران درون سازمان هستند ولي در حسابداري مالي علاوه بر درون سازمان ، گروههاي ذينفع و علاقمند خارجي مانند رقبا و موسسات مالي و اعتباري و بانكها  نيز از اطلاعات حسابداري مالي استفاده مينمايند.

2 حسابداري مديريت مقيد و محدود به ضوابط معين و مشخصي نيست زيرا تنها در خدمت افراد و مديران درون سازماني است ولي حسابداري مالي مقيد به اصول ، مفروضات و ميثاقهاي حسابداري مي باشد . البته حسابداري صنعتي روشها و اصول مورد استفاده حسابداري را نفي نمي نمايد بلكه دربرگيرنده يك نظام صحيح ، دقيق و مناسبتر جهت ثبت و اندازه گيري عوامل هزينه از لحظه شروع تا تكميل فرآيند مي باشد .

3 گزارشهاي حسابداري مديريت اغلب به واحدهاي تابعه و بخشهاي درون سازمان به تفكيك توجه دارد و  تركيبي از اطلاعات تاريخي ، پيش بيني ها و برآوردها را بكار ميگيرد ولي در حسابداري مالي گزارشات ، كل واحد انتفاعي را در برميگيرد و تنها از اطلاعات مبتني بر گذشته ( آنچه كه واقعاً اتفاق افتاده ) استفاده ميكند . 

نمونه سوالات مديريت مالي (2)

نمونه سوالات مديريت مالي (2)

سرمايه در گردش خالص برابر است با:

الف) خالص دارائيهاي جاري                    ب) تفاوت بين دارائيها و بدهيهاي جاري

ج) تفاوت بين دارائيها و بدهيها              د) مجموع دارائيها و بدهيهاي جاري

بيشترين وقت مديران مالي صرف:

الف) مديريت داراييها جاري مي شود       ب) مديريت ماشين آلات و تجهيزات مي شود       

 ج) ارزيابي ريسک و بازده مي شود             د) کاهش هزينه ها مي شود

منحني هزينه سفارش در الگوي مقدار اقتصادي سفارش (EOQ)  برابر است با:

الف) منحني صعودي                                     ب) منحني نزولي               

   ج) خط مستقيم نزولي                              د) خط ثابت

سرمايه در گردش برابر است با

الف) داراييهاي جاري             ب) داراييهاي جاري خريداري شده از محل منابع بلند مدت

 ج) ب و ج                        د) خالص ذاراييهاي جاري و منابع تامين مالي کوتاه مدت

حق باقيمانده يعني:

الف)حق دريافت سود قبل از هر گونه پرداختي       ب) حق سهامداران از سود شرکت

  ج)حق دريافت داراييها هنگام انحلال شرکت         د) اولويت در دريافت داراييها هنگام        انحلال شرکت             

هر چه دوره موجودي کالا بيشتر باشد آنگاه چرخه وجوه نقد نيز:

الف) بيشتر خواهد شد                       ب) کمتر خواهد شد     

   ج) تاثيري ندارد                              د) در کوتاه مدت کمتر خواهد شد

در صورتيکه 36=c ، 600=Q ، 18%=K باشد، هزينه سرمايه کدام گزينه زير است؟

الف) 1944 ريال                          ب) 1450 ريال       

  ج) 950 ريال                             د) 2150 ريال

 

با فرض وجود نسبت مانده جبراني 20%، کار فرد ماهانه بانک 2500 ريال و نرخ بهره اسمي 12% باشد مانده لازم براي پرداخت خدمات ماهانه چه ميزان است؟

الف) 27500 ريال            ب) 31250 ريال         ج) 36750 ريال     د  ) 25000 ريال 

 

در صورتيکه دوره وصول مطالبات 23 روز، متوسط دوره موجودي 40 روز و متوسط پرداخت 7 روز باشد، متوسط دوره چرخه نقد چند روز مي باشد؟

     الف)79                         ب)65                               ج)57                              د)72     

کداميک از موارد زير جزو منابع اصلي تامين مالي کوتاه مدت نيست؟

الف) سهام ممتاز                              ب) اعتبار تجاري             

     ج) وام بانکي                                  د) اسناد تجاري 

با فرض سال 360 روز، اگر دوره پرداخت 55 روز، دوره تخفيف 10 روز نرخ تخفيف 2 درصد باشد، هزينه استفاده نکردن از تخفيف براي يکسال چقدر است؟

الف)09/13%               ب) 08/11%               ج)16%                       د) 72% 

کداميک از گزينه هاي زير در مورد سرمايه در گردش صحيح است؟

الف) سرمايه در گردش معرف بخشي از دارائيهاي جاري است که از طريق وام بلند مدت و حقوق صاحبان سهام تامين مالي شده اند

ب) سرمايه در گردش معرف بخشي از دارائيهاي جاري است که از طريق بدهيهاي جاري يا کوتاه مدت تامين مالي شده اند

ج) ميزان سرمايه در گردش را سطوح دارائيها و بدهيهاي جاري تعيين مي کند                         د) گزينه الف و ج صحيح است

اگر نسبت ذخيره قانوني 22%، کارمزد ماهانه بانک 3500 ريال و نرخ بهره اسمي 14% باشد مانده لازم براي پرداخت خدمات ماهانه چه ميزان است؟ 

  الف) 43750 ريال                      ب) 36250 ريال              

 ج) 29000 ريال                            د) 34850 ريال 

در صورتي که دوره وصول مطالبات 38 روز، متوسط دوره موجودي 42 روز و متوسط دوره پرداخت 9 روز باشد، متوسط دوره چرخه نقد کدام گزينه است؟   

   الف) 79 روز               ب) 47 روز                   ج) 71 روز              د) 65 روز 

افراد براي مديريت کارآمد وجوه نقد از کدام استراتژي پيروي مي کنند؟

الف) وصول هر چه سريعتر وجوه نقد از مشتريان و پرداخت بدهي جاري 

 ب) افزايش زمان اعتبار مشتريان و کاهش زمان پرداخت بدهي جاري

ج) دريافت هر چه سريعتر وجوه نقد و کاهش زمان پرداخت بدهي جاري      

  د) مشخص کردن حد مناسب حسابهاي دريافتني

 

نمونه سوالات مديريت مالي (1)

نمونه سوالات مديريت مالي (1)

 

کداميک از جملات زير صحيح است؟

الف) هدف حداکثر کردن سود يا زمان رابطه دارد         

 ب) حداکثر کردن ثروت با سود بلند مدت رابطه دارد

 ج) حداکثر کردن ثروت يا سود کوتاه مدت رابطه دارد     

 د) کاهش دادن ريسک از اهداف مدير مالي نيست

براي تعيين ارزش اوراق قرضه از کداميک از نرخهاي زير استفاده مي شود:

الف) نرخ بهره اسمي                        ب) نرخ بهره تعديلي       

 ج) نرخ بهره توافقي                          د) بازده تا سر رسيد

پيشرفته ترين روش تحليل مخاطره طرحها، استفاده از ......... مي باشد

الف) ضريب تغييرات                                   ب) انحراف معيار         

 ج) توزيع احتمالي                                     د) ضريب همبستگي

هر چه همبستگي جريان نقدي طرح مورد نظر با جريان نقدي ساير طرحها بيشتر باشد مخاطره آن طرح:

الف) کمتر است                                      ب) بيشتر است           

  ج) تاثيري ندارد                                      د) به بازده طرح بستگي دارد

اگر چنانچه نرخ بهره بدون ريسک برابر با 9% و جايزه پذيرش ريسک 8% با بتاي BC+Ci=2  باشد نرخ بازده سهام عادي برابر است با:

الف) 9%                   ب) 18%                      ج) 26%                     د) 27%

اگر چنانچه نرخ بهره بدون ريسک برابر با 9% و جايزه پذيرش ريسک 8% با بتاي BC+Ci=2  باشد نرخ بازده سهام عادي برابر است با:

الف) 9%                   ب) 18%                      ج) 26%                     د) 27%

رشته حسابداري

رشته حسابداري

حسابداري يك سيستم است كه در آن فرآيند جمع‌آوري، طبقه‌بندي ، ثبت، خلاصه كردن اطلاعات و تهيه گزارشهاي مالي و صورتهاي حسابداري در شكل‌ها و مدلهاي خاص انجام مي‌گيرد. تا افراد ذي‌نفع درون سازماني مثل مديران سازمان و يا برون‌سازماني مثل بانك‌ها، مجمع عمومي سازمان مورد نظر و يا مقامات مالياتي بتوانند از اين اطلاعات استفاده كنند. به همين دليل فردي كه تحصيلات دانشگاهي ندارد، بيشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا كه گزارشهاي اين دسته از افراد مطابق استاندارد نيست و پردازش كافي نمي‌شود و بيشتر تراز حسابها مي‌باشد. براي مثال يك حسابدار تجربي نمي‌تواند براحتي بين دارايي كوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و يا نمي‌داند كه چگونه بايد معاملات ارزي را در دفاتر ثبت كرد. حسابداري به عنوان يك نظام پردازش اطلاعات، داده‌هاي خام مالي را دريافت نموده، آنها را به نظم در مي‌آورد. محصول نهايي نظام حسابداري گزارش‌ها و صورت‌هاي مالي است كه مبناي تصميم‌گيري اشخاص ذي‌نفع (مديران ، سرمايه‌گذاران ، دولت و ...) قرار مي‌گيرد.

ماهيت : يك حسابدار متخصص، در آينده مي‌تواند مدير مالي يك سازمان يا شركت گردد يعني مي‌تواند به مديريت يك شركت ايده بدهد كه منابع موجودش را در چه راههايي سرمايه‌گذاري نمايد تا استفاده بهينه كند و يا اگر شركت به منابع مالي جديد نياز داشت يك مدير مالي بر اساس دانش آكادميك خود مي‌تواند بگويد كه از چه طريقي بايد تامين مالي كرد. و مجموع اين فعاليت‌ها خارج از توانايي يك حسابدار تجربي است.«حسابداري يك سيستم اطلاعاتي است كه با فراهم‌كردن اطلاعات لازم كمك مي‌كند تا سرمايه‌گذارها، اعتبار دهندگان، مديران و دولت نسبت به مسائل اقتصادي بهتر بتوانند، تصميم‌ بگيرند. براي مثال اگر شخصي بخواهد در يك شركتي سرمايه‌گذاري كند، تمايل دارد كه وضعيت مالي آن شركت و يا نتايج عمليات آن شركت را در طي سالهاي قبل بداند. موضوعاتي كه به صورت گزارشهاي مالي توسط حسابداران تهيه مي‌شود. «حسابداري به منظور جوابگويي به نيازهاي انسان به وجود آمده است. به همين دليل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعاليت‌هاي اقتصادي و افزايش پيچيدگي آن ،‌ هدفها و روشهاي حسابداري براي جوابگويي به نيازهاي اطلاعاتي، توسعه يافته است. چرا كه اشخاص، شركت‌ها و دولت براي تصميم‌گيري در مورد توزيع مناسب منابع مالي نياز به اطلاعاتي قابل اتكا دارند كه اين اطلاعات را به ياري حسابداري مي‌توان به دست آورد. از سوي ديگر انجام سرمايه‌گذاري يكي از مواد ضروري و اساسي در فرآيند رشد و توسعه اقتصادي كشور است و سرمايه‌گذاران نيز از بعد عرضه سرمايه، تا حد امكان سعي دارند منابع مالي خودرا به سويي سوق دهند كه كمترين ريسك و بيشترين بازده را داشته باشد. يعني به دنبال برآورد ريسك سرمايه‌گذاري‌ها خواهند بود. اين در حالي است كه يكي از مباني اساسي براي محاسبه ريسك بازار شركت‌ها ، استفاده از اطلاعات توليد شده توسط سيستم حسابداي است.

رشته حسابداري از جمله رشته‌هايي است كه از داوطلبان هر سه گروه آزمايشي رياضي و فني ، علوم تجربي و علوم انساني دانشجو مي‌پذيرد.

آينده شغلي ، بازار كار ، درآمد:

«فرصت‌هاي شغلي يك حسابدار بسيار گسترده است و از پايين‌ترين سطح تا بالاترين سطح را در بر مي‌گيرد. و با وجود اين كه در دانشگاههاي مختلف كشور اعم از دولتي ، غيرانتفاعي و آزاد، دانشجويان بسياري در رشته حسابداري تدريس مي‌كنند اما تعداد فارغ‌التحصيلان بيكار اين رشته از بيشتر رشته‌ها كمتر است. چون از يك موسسه كوچك گرفته تا بزرگترين كارخانه‌هاي كشور حداقل براي تهيه اظهارنامه مالياتي به حسابدار نيازمند هستند.

همچنين دانش حسابداري در بخش ماليات كاربرد وسيعي دارد. چون محاسبه سود به ياري حسابداري امكان‌پذير است و تعيين مقدار سود نيز مبناي محاسبه ماليات شركتها اعم از دولتي و خصوصي مي‌باشد.

فارغ‌التحصيلان اين رشته پس از اتمام تحصيل مي‌توانند در سطوح مختلف و شاخه‌هاي متفاوت عهده‌دار انجام امور مالي گردند كه شرح آن چنين است:

الف) حسابداري

فارغ‌التحصيلان مي‌توانند در كليه موسسات و واحدهاي تجاري، اعم از دولتي يا خصوصي به عنوان حسابدار در شاخه‌هاي زير مشغول كار شوند:

حسابداري مالي: در كليه شركتها و موسسات تجاري و غيرانتفاعي.

حسابداري صنعتي : در كليه واحدهاي صنعتي و شركتهاي توليدي.

حسابداري دولتي : در كليه سازمانها و ادارات دولتي به عنوان حسابدار يا عامل ذيحساب.

حسابداري مالياتي : در ادارات دارايي.

حسابداري بيمه : در موسسات بيمه .

حسابداري بانكها : در شعبه‌ها و سرپرستي بانكها .

حسابداران پس از مدتي اشتغال به كار حسابداري مي‌توانند در سمت مديريت مالي واحدهاي تجاري ، ايفاي نقش نمايند.

ب ) حسابرسي

فارغ‌التحصيلان رشته حسابداري قادرند با توجه به شاخه‌هاي حسابداري در بند الف در حرفه حسابرسي شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسي در يك تقسيم‌بندي كلي به دو گروه اصلي تفكيك مي‌شوند :

حسابرسان داخلي : اين گروه از حسابرسان ، كارمند واحد مورد رسيدگي هستند، و در واقع رابط ميان هيات مديره و شركت بوده و گزارش رسيدگي خود را به طور هفتگي ، ماهانه يا سالانه به مديرعامل و هيات مديره ارائه مي‌دهند . اين گروه از حسابرسان عمليات داخل واحد تجاري را رسيدگي مي‌كنند.

حسابرسان مستقل: اين گروه از حسابرسان، افرادي هستند كه در موسسات حسابرسي مشغول كار هستند و بر اساس قرارداد ميان شركتها يا سازمانها با اين موسسات، عمليات حسابداري و مالي واحد تجاري را بر اساس اصول و موازين حسابداري مورد رسيدگي قرار مي‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومي صاحبان سهام ارائه مي‌كنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط ميان صاحبان شركت و هيات مديره شركت مي‌باشند.

در حال حاضر در ايران ، سازمان حسابرسي به عنوان يك سازمان دولتي ، بزرگترين موسسه حسابرسي است و در كنار آن ساير موسسات حسابرسي دولتي و خصوصي مشغول فعاليت مي‌باشند.

 توانايي‌هاي مورد نياز و قابل توصيه:

دانشجوي حسابداري بايد صادق و رازدار باشد چون در آينده تمام اسناد و مدارك يك سازمان را در اختيار دارد و اگر فرد رازدار و در كل با اخلاقي نباشد لطمات زيادي به آن شركت و در نهايت به جامعه وارد مي‌آورد. اين مساله بخصوص در حسابرسي اهميت بيشتري دارد زيرا اگر يك حسابرس كه وظيفه بررسي گزارشات مالي يك سازمان و تاييد صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستكار نبوده و يا شهامت ابراز مشكلات را نداشته باشد، مي‌تواند به نابساماني‌هاي اداري و مالي يك جامعه دامن بزند.

و بالاخره يك حسابدار براي موفقيت در اين دنياي پر از رقابت و تغيير و تحول بايد خلاق، مبتكر، صبور و منضبط باشد.

علاقه به امور مالي و تجزيه و تحليل‌هاي آن، عامل موفقيت دانشجوي حسابداري است.

وضعيت نياز كشور به اين رشته در حال حاضر:

آموزش حسابداران و شركت موثر آنها در فراهم‌آوري اطلاعات مالي دقيق و قابل اعتماد، و تجزيه و تحليل اين اطلاعات براي توسعه پايدار در كشور در حال توسعه‌اي مانند ايران اهميت فراواني دارد. چرا كه وجود اطلاعات دقيق، اعتماد برانگيز، بموقع و مربوط به فعاليت‌هاي اقتصادي، نه تنها لازم بلكه حياتي است. علاوه بر اين اطلاعات مالي حاصل از فعاليت‌هاي اقتصادي كه بوسيله نظام‌هاي حسابداري گزارش مي‌شود، مي‌تواند از انحراف مسير پيش‌بيني شده ، اتلاف منابع اقتصادي و اخلال در برنامه‌هاي توسعه اقتصادي جلوگيري كند.

 

حسابداری وحسابرسی

لطفا مطالب خويش در موردحسابداری وحسابرسی را جهت ثبت در وبلاگ براي ما بنويسيد تا پس از بررسي وويرايش نسبت به درج آن اقدام گردد.